بابا بیاید اونجا چرا میاید اینجا ؟؟؟
لطفا از این به بعد به
مراجعه کنید .(مر۳۰)
بدرووووووووووووووووووووود ![]()
خوش اومدی مهربون ولی زود اومدی برو تابستون بیا
لطفا از این به بعد به
مراجعه کنید .(مر۳۰)
بدرووووووووووووووووووووود ![]()
اميد وارم خوب باشيد
من وبلاگ خودمو تغيير دادم از اين به بعد با اون آپ مي كنم .
از اين دفعه به بعد با وبلاگ ماهان ۱۸ آپ مي كنم .
ايميل جديد: mahan18sale@yahoo.com
وبلاگ جدیدم : http://mahan18.blogfa.com
خوشحال میشم سر یزنی !!!! پس حتما بیا بیا بیا حراجش کردم ![]()
بدروووووووووووووووووووود ![]()
در آن شهر كه مردانش عصا از كور مي جستند *** من از خوشباوري ها محبت آرزو كردم
شبي نـــيست كه آهم به ثــــريا نرس *** از چشم تـــرم آب به دريا نرسد
شــــــــب بود و من بودم و غم *** شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
پروانه امشـــب پر نزن اندر حريم يار من *** ترسم صداي شاپرك از خواب بيدارش كند
جوانـــــــي شمع ره جويم جواني را *** نجستم زندگاني را, تباه كــردم جواني را
من در اين ســـن جواني از جهان سير شدم *** صــورتم گرچه جوان است ولي پير شدم
گمنام
بدروووووووووووووووووود ![]()
امروز تولدمها ![]()
نمی خواید بهم تبریک بگید !!! ![]()
بابا تبریک یادتون نره
بدرووووووووووووووود
![]()
ببين اگه از مطالبي كه تو اينجا هست خوشت اومده تو خبرنامه عضو شو
كه هر وقت به روز شد بهت اطلاع بدم
بدرووووووووووووووود ![]()

زندگي نمي ميرد
هيچ ذره اي در جهان
بيا از گلبرگ هاي سرخ
فصل گل و شكوفه
از جويبار جاري دلت
با ترنم جاري دلت
با ترنم مداد رنگ
مرا به آستانه ي شادي ببر،
به حركت جنبش دريا
بدروووووووووووووووووود ![]()
گناه يعني:با شكست مي شكنم!
و سفره ام را با سيب هاي سرخ و سفيدش به آب مي ريزم
وبال هاي عطشناك مرغ عشقم را
به ميله هاي قفس مي زنم گره كور
گناه يعني:درهاي باز ذهنت را به روي باران هاي اميد مي بندي
و در طلاطم امواج ياس
غمگينانه مي خندي!
بدرووووووووووووووووووووود ![]()
سيب سرخي ديدم
سرخ تر از داغ گناه
او همان سيبي بود كه حوا را بفريفت
و چون آدم ديدش به هوايش افتاد
سيب را بو كردم،
بوي خوبي هم داشت
بوي آن باغي كه مرغ آنجا بود
و چو او فتنه گر آنجا بود
در آن باغ برويم بستند
سيب را گاز زدم (طعم خوبي هم داشت)
دور و بر را ديدم
هيچ باغي به ديدم نرسيد
همه درها بسته
با خودم گفتم كه:
-حق داشت حوا
سيب سرخ ممنوع، طعم خوبي دارد!
بدروووووووووووووووود ![]()
گشوده به آفتابي است سرد
وبسته به مهتابي گرم
دريچه ي نگاهم همچون پنجره ي كوچك "اتاق"
گرماي پايان يك روز و سرماي آغاز يك روز ديگر
ومن, تنها رهگذار اين كابوسم
كه سياهي هر تار مويم را به خطوط گذشت ايام به سپيدي ديوار بخشيده
وسالهاست مصرانه به شمارش آن دل بسته ام
يك هفته, يه ماه, يك سال ...
حساب سالهاي گذشته كودكانه
مرا به وجد مي كشاند, اما
سالهاي آينده را نمي دانم
اي كاش كسي مي دانست
جواب تفريق "سال" از "ابد" چند است ؟!!!
كياشا
بدروووووووووووووووود ![]()
وقتي بيدار شدم رفتم سر يخچال كه يه چيزي بخورم برنج و برداشتم گرم كردم تا اومدم بر دارم چون ظرف داغ بود من ظرف و ول دادم و همش پخش زمين شد .
اونجا بود كه مادرم اومد و گفت:...(خودتون مي دونيد ديگه )![]()
بعد ديدم اوضاع خيته اومدم 2باره تو اتاقم بعد از چند لحظه تصميم گرفتم برم بيرون تا مي خواستم برم بيرون حس مادري مادرم
گل كرد و گفت بيا غذا بخور بعد برو بيرون گفتم ميل ندارم .
خلاصه از اون اصرار بود و از من انكار . بعد از چند لحظه كه ديد من اصلا نمي خورم گفت خوب نخور اصلا به من چه
وگفت چرا نمي شيني كنكورتو بخوني و از اين حرف ها كه من و شما بهتر مي دونيم .(البته اونهايي كه قله كنكور رو فتح كردن نه چون خرشون از پل عبور كرده بقيه رو ميگم ) ![]()
من ديدم اوضاع خيلي برزخه اومدم برم بيرون كه به دلایلی نشد.
خلاصه ديگه منم اومدم 2باره تو اتاقم و بس نشستم كه يه باره تلفن زنگ زد و مادرم برداشت و تلفن رو بعد از چند تا الو الو گفتن قطع كرد و اومد گفت انگار با تو كار داشتند ( با طعنه) ![]()
مادرم گفت يه دختره اي تا صداي منو شنيد چند تا الو الو كرد و قطع كرد . (بنی اینکه من باهاش قرار داشتم و چون من سر قرار نرفتم زنگ زده )
بعدش از من انكار كه بابا به من مربوط نبوده
( حالا اگه بود یه چیزی ولی خداییش نبود. ) و از طرف خانواده اصرار که ...................... .![]()
خدا كنه هيچ وقت به درد امروز من دچار نشيد که گیر ۳ پیچ بد گیریه ... نه؟ . ![]()
نظر يادت نره ![]()
بدروووووووووووووود
لطفا تا آخر بخونيد چون قشنگه ...
مي خوام اگه مايل باشيد براتون يه نقل قول از يه غريبه ي بيچاره و يه فرد ديگه براتون بگم . :
-آه اي غريبه ي بيچاره وقتي از گرسنگي به گريه مي افتي چه مي كني ؟
_از آسمان از پفهاي ابرها براي خود نيمرويي درست مي كنم . آقا !
-آه اي غريبه ي بيچاره وقتي از سوز سرما از تپه ها دور مي افتي چه مي پوشي؟
_با آرزو هاي رنگين با نرگس و با نسرين براي خود لباس گرمي مي دوزم. آقا !
-آه اي غريبه ي بيچاره وقتي دوستت بار سفر مي بندد چه مي كني ؟
_آه تنها آن وقت است كه احساس ميكنم بيچاره ام . آقا !
نظر یادت نره !
بدروووووووووووووود ![]()
حتما مي دونيد كه من ساكن اصفهانم و امروز حوس كردم برم يه سري ۳۳ پل . نمي دونم تا حالا ۳۳ پل رو از نرديك ديديد يا نه ولي اگه ديده باشيد مي فهميد من چي مي گم :![]()
خلاصه ما رفتيم روي يكي از اين پل ها و نشستيم زاينده رود رو تماشا كرديم بعد كه يه زره كه دلم باز شد
اومدم بلند شم كه گفشم گير كرد به ديواره ي يكي ازديواراي ۳۳ پل
و كفشم افتاد تو آب ![]()
من بد بخت هم ديدم به هيچ وجه من الوجوه نمي شه كفشو از غرق شدن نجات داد
پا شدم با يه لنگه كفش تو خيابونا راه افتادم تا خودمو رسوندم به خيابون سپه (يكي از خيابونهاي اصفهان هست كه مركز كفشه).
ما رفتيم تو مغازه گفتيم يه كفش اسپرت و..... مي خوام يارو هم آورد و من پوشيدم و ازش خوشم اومد
گفتم چنده گفت ۱۶ هزار تومن . من كيف پولمو يه نگاهي بهش انداختم ديدم ۱۱ هزار تومن بيشتر ندارم
منم ديدم ضايع هست از مغازه اومدم بيرون با موبايلم يه زنگ زدم تاكسي سرويس و رفتم خونه .
و با خودم عهد بستم ديگه از تو خونه پامو بيروون نذارم
بدروووووووووووووووووووووود ![]()